سفيدبرفی

اين هم يک غزل تازه تقديم به شما دوستان

 سفيد برفي
ميان هرم دروغين عشق حرفی من
چه زود آب شدی ای سفيد برفی من
چه زود اب شد آن روح با صلابت تو
کنار خشکی بی روح نحو و صرفیمن
تو فکر جاری رودی و جا نمی گيری
ميان برکه ی دور از خيال ژرفی من
تودرسكوت خودت حل شدی که لونرود
غرور خالی و پوشالی شگرفی من
بر آب ساخت آن خانه ی خيالی را
کلاغ قصه ي تلخ سفيد برفی من
undefined

/ 2 نظر / 9 بازدید
مهر

جناب رستم پور عزيز .خوشحالم كه بلاخره توانستي آپديت كني. اميدوارم هميشه در كنار دردانه كوچكت شاد و خوشحال باشي...

مهر

جناب رييس فكر كنم سر كار گذاشتي. امروز كتابخانه رفتم اما نه شما و نه حتي خانم سليمان نژاد و نه كس ديگري از بچه ها نيامدند. يكشنبه هم در دفتر فرهنگ فقط من بودم و باختري .