چند شعر کوتاه دیگر

۱

رقص بلد نیستم

نه با نی مولوی

 نه با می خیام

در این چهار گوش بی گوش

ساز هم ساز خودم!

۲

آیینه گل داده است

پیچک گیسوان تو

غوغا می کند.

۳

هزار شیطان

در درونم عربده می کشند

و هنوز

به بال های یک فرشته فکر می کنم.

۴

در یا

با موجهای دیوانه وارش

شعر های عاشقانه می خواند

بی گمان

شاعری غرق شده است

۵

با بالهای مقوایی

به اوج گرفتنم می بالم

اما این نخ......

آه این نخ.....

رویای پرنده شدنم را

به زمین گره زده است.

/ 26 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد نیک بخت ۲

اما آنچه نیاز امروز است و به عقیدۀ بنده قواعد ملزومۀ به مقصود رسیدن شعر ما تعیین چرایی استفاده از سه حوزۀ جغرافیایی من ، وطن ، جهان. و اینکه چرا شعر ما حتی با وجود شاملو و فروغ هیچگاه جهانی نشد . به نظر من تنها راه برون رفت از بن بست موجود استفاده از زبان جغرافیایی وطن است . حتا اگر اندیشه پشت شعر ما در دو حوزه من و جهان باشد، زبان بیان آن با ید در چهار چوب وطن اعمال شود که همان اندیشۀ مولود شعرنیز ( و در کل هنر امروز ) باید و شاید به کفایت در چهار چوبۀ وطن یافت می شود . هزار و هزاران خرده موضوع بکر که هنوز ناب و دست نخورده در جای به جای سرزمین در خطۀ لر و کرد ، جنوب ،شمال ، سیستان ، ایلام در زبان کوچه ، پوشش ، آداب ورسوم و... بسیار خرده فرهنگ دیگر که از دید هنرمندان ما مغفول مانده است. در اندیشه شباهت هست در زبان و قلم اما نه تنها نباید تفاوت ها را پنهان و به هم نزدیک کرد بلکه همان تفاوت هاست که باید بستر شعر امروز ما قرار گیرد . به عبارت دیگر باید بومی بیاندیشیم تا جهانی شویم.

حامد نیک بخت ۳

شباهت ها در دو حوزۀ من و جهان همان است که به کفایت در ایران و جهان از آن گفته اند و زبانش نیز برای هیچ کس در داخل و خارج جلوه ایی نوو تازه نخواهد بود و چیزی به هستی نمی افزاید . در این مجال نمی گنجد که لزوما اندیشه پشت هنرمان هم باید درچهار چوب واقعیت جاری در جغرافیای وطن باشد و تاریخ هنر جهان به کفایت مابه ازای بیرونی دغدغه های شخصی و اندیشه رئالیستی انسان و .. را ( که از مشترکات و در حوزۀ جغرافیای من و جهان است) ارایه داده است و پرداخت صد باره به آن چیزی به شعر ما نمی افزاید. بومی اندیشیدن راهی ست که امریکای لاتیین آن را طی کرد و به اوج بلوغ رسید و مورد توجه همۀ جهان نیز قرار گرفت اما در هنر صد ساله اخیر ما هیچ گاه بروز نیافت تا ما حتی با فروغ و شاملو، کمال الملک و معروفی ( به جز یکی دو قطعه کوتاه از شاملو و فروغ و یا تنها شازده احتجاب گلشیری ) جایی در نمایشگاه جهانی نیابیم .قبول دارم که که این حادثه دلایل مفصل دیگری نیز دارد که طرح ان هدف این مقال نیست وباشد برای فتح باب دیگری . با احترام . نیک بخت

اهورا

سلام و عرض ادب و فروتنی خيلی مخلصيم داداش اگه وبلاگتون رو از پرشين بلاگ انتقال بدی قول می دم هميشه بيام ديدنت

عبدالحسين انصاری

سلام عزيز من کتاب شمارو خوندم غزلاتون دلنشينند سپيد هم خوب می گيد با یه غزل ویه خبر به روزم در پناه بارون

عبدالحسين انصاری

سلام عزيز کارای خوبی خلق کردی و مشخصه که در حال تجربه کردنيد البته بجز طرح آخری بقيه اون انتظاری که از شما ميرفت رو برآورده نکرده من کارای بسيار زيباتری (در قالب غزل) از شما خوندم در مورد چاپ کارای بنده در نشريه ی ايلام هم دستتون درد نکنه بازم ميام واستفاده می کنم در پناه بارون

راشد فلاحی

سلام وبلاگتون رو لينک کردم اگه خواستید می تونيد تلافی کنيد این روز ها کمی مریض احوالم به زودی یه سر مفصل به وبلاگتون می زنم در ضمن با يک ترانه به روزم روزهای متفاوتی رو براتون آرزو می کنم

محمد م

سلام و شعرها یتان خیلی زیبا بود.. ببخش بی دعوت آمدم . با یک غزل به روزم . نقدم کنید حتما . مرسي

احمد يوسف زاده

سلام کاکا . هنوز کرمان نرسيده به وبلاگت سرزدم . شعرات عالی ان. راستی دخترت خوب شد الحمدلله ؟انشالا همه خوب باشن .

نورمراد

سلام و درود و عرض ارادت محمد رضای عزيز زيبا بود و لذت بردم و سرشار از احساس بودنت دست مريزاد سر بزنيد خوشحال می شم درود

نورمراد

سلام و عرض ادب و ارادت خدمت محمد رضای عزيز خدمت استاد عزيزم عرض کنم که آن موردی که فرموده بوديد اصلاح شد و قطعا شما درست می فرماييد و اصلاح نمودم ممنون از بزرگواريتان و از اينکه سر زديد بسيار سپاسگزارم و لطف کرديد و از لينکتون هم تشکر می کنم و نام وبلاگ پر بار شما هم به صفحه ی ناقابلم اضافه شد درود بر شما