(هفت)
    (هفت)  
در یا  *** با موجهای دیوانه وارش *** شعر های عاشقانه می خواند *** بی گمان  *** شاعری غرق شده است
 

 

تقصیر از  پدر نبود

جرینگ جرینگ این سکه های لا مصب

هر چشمی را خیره می کند

حسابهای جاری،

حسابهای بی حساب،

و فرزندان خم شده ای که

بی نگاه به شرم فردوسی میدانش را دور می زنند

روی پدر را سفید گذاشته اند!

سلطان حق داشت

به شاهنامه لبخند نزند

که سکوت عصر پسامدرن را پیش بینی می کرد

و خوب می دانست

فردوسی را تمام کلینیک ها جواب می کنند

 رودکی عیالوار می شود

تقصیر از پدر نبود........

تقصیر از پدر نبود......

()        link        ۱۳۸٧/۳/۱٩ - محمد رضا رستم پور