تجربه های کوتاه - (هفت)
    (هفت)  
در یا  *** با موجهای دیوانه وارش *** شعر های عاشقانه می خواند *** بی گمان  *** شاعری غرق شده است
تجربه های کوتاه

 

تجربه های کوتاه

مسافرتهای پی در پی با اتوبوس برای من یک خوبی داشت آن هم فرصتی  بود تا شعرهای کوتاه را تجربه کنم. کم کم قضیه را جدی گرفتم  و به شعر کوتاه رو آوردم  فکر کنم ارزش تلاش  تا حد یک مجموعه را داشته باشد به هر حال حاصل این    تجربه ها را تقدیم شما می کنم.

اندوهم را فرو می خورم

تماشای فواره ی شعر ها

دیدنی است

2

صندلی جای راحتی است

اما نه وقتی

بیست و چهارساعته  به آن بچسپی

درست مثل زندگی

3

     مثل عاشقی مظلوم

مثل عشق مجهولم

     تا دم سحر یعقوب

     تا غروب بهلولم

4

سیر سیر نگاهم کن

پیش از آنکه فراموش کنیم

به هم رسیده ایم

5

نه فروختي اند

نه شمردني

سرمايه ي جستجوي تو اند

اين تا ول ها

6

از هزار و يك گذشت

و زندگي هر شب

قصه هاي تازه تري دارد

7

لبخندي آمد

         لبخندي رفت

و كسي فكر نمي كرد

هواي بين دو لبخند

براي رويش يك خنجر

مناسب باشد

8

الو ...

الو ....

 الان حدود زندگي هستيم

از مرگ؟ خيلي وقته......

الو الو.....

اه ....چه مي شد

 خطوط خوشبختي

        ماهواره اي بودند

 

 

 

()        link        ۱۳۸٥/٦/٢٥ - محمد رضا رستم پور