(هفت)
    (هفت)  
در یا  *** با موجهای دیوانه وارش *** شعر های عاشقانه می خواند *** بی گمان  *** شاعری غرق شده است
 

« در ضمن تعدادی از شعر های کوتاهم را در سایت کلاغ بخوانید»

v    نشاني

 

خونه ي خدا كدوم وره›

از اين وره

از اون وره

كي بلده نشونيشو

كي مي تونه

منو تا خونه ش ببره

مي گن بزرگه اون خونه

هر درش هم هزا ردره

ديدن اينجور خونه اي

راس راسي خيلي محشره

راسته به دوستا ي خودش

خيلي خيلي سخت مي گيره؟

راسته دل عاشقاشو ريالي هم نمي خره؟

واسه اونا كه عاشق و دوست دارشن

تو راهشن تو كارشن

همه ش غم و درد سره؟!

واسه اون شاخه ي جوون

كه پنجه هاشو مي گيره

تا آسمونو بگيره

خودش يه عالم تبره؟!

كدوم وره كدوم وره

از اين وره از اون وره

مي خوام برم در خونه ش

اون خونه ي پر پنجره

اون خونه كه

مي شه جواب هر سئوالي رو گرفت

اون خونه كه كه هرچي به صاحبش بگي

زود نمي گه بگيرينش اين كافره!

شما كه روزه مي گيرين

هر جور نمازو بلدين

اون خونه رو نشون بدين

از اين وره از اون وره؟!

كدوم وره؟

مي خوام باهاش حرف بزنم

گلايه ها رو روكنم

 رو شونه هاش گريه كنم

گلايه كار مردا نيس؟!

گريه براي مرد بده؟!

خوب كدومه بد كدومه

بايد بهش زد و گذشت

اين ديگه سيم آخره!

چيزي ندارم ببازم

با بد و خوبش بسازم

فرشته هاشو نمي خوام

بريز بپاشو نمي خوام

فقط مي خوام ببينمش

مثل يه سيب بچينمش

مثل يه گل بوش بكشم

عاشق عطر تنشم

نه دنبال رد صداش

نه پي پيراهنشم

رد دعا مال شما

نذر و شفا مال شما

من خود خونه شو مي خوام

گريه روشونه شو مي خوام

كدوم وره كدوم وره

از اين وره از اون وره

نه مشهدي نه حاجي ام

حلاجي حلاجي ام!

هيچكي نشونيشو نگفت

حرفامو هيچكس نشنفت

هر جور نشوني رو دادن

هيچكي نگفت

توي رگ گردنمه

تو گريه هاي مادرم

تو خنده هاي دخترم

توي چشاي زنمه

نشو نيايي كه دادن

هريك يه جوري اشتباس

نشوني كه چي عرض كنم

دروغ قاطي شده با راس

نه! من اينا رو نمي خوام

اين دروغا رو نمي خوام

من خود خونه شو مي خوام

گريه رو شونه شو مي خوام

كدوم وره كدوم وره؟!

كدوم ورو ول بكنين

بزارين اين دل بپره

نترسونين

نگين بهش كه كافره

بزارينش

خودش گمش كرده خودش

يه جوري پيداش مي كنه

يه جوري اين دل خودشو

وقف سئوالاش مي كنه

نترسونين

نگين بهش كه كافره

معروفه يا كه منكره

از اين وري بايد بره

از اون وري بايد بره

بزارين اين دل بپره                       

بزارين اين دل بپره!

()        link        ۱۳۸٥/۱٢/٢٢ - محمد رضا رستم پور

 

روی دست خدا مانده ام

بین راندن از پدر

ودعای مادر

()        link        ۱۳۸٥/۱٢/٦ - محمد رضا رستم پور